العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
143
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
تكليف است كه ديگرى قبلا همان چيز را اراده نكرده باشد ؛ به همين دليل پدر وقتى فرزندش را فرمان مىدهد كه نماز بخواند ، تكليفكنندهء به نماز محسوب نمىشود ، زيرا خداوند ، سابق بر او ، نماز را از فرزند خواسته است . مشقت و سختى نيز بايد لحاظ شود تا تكليف صدق كند ، زيرا تكليف از كلفت ، [ كه به معناى مشقت است ] ، گرفته شده است . اعلام را نيز شرط كرديم زيرا تا وقتى مكلّف از خواست و ارادهء مكلّف آگاه نگردد ، [ تكليفى برعهدهاش نيامده ] مكلّف خوانده نمىشود . حال كه اين را دانستى مىگوييم : تكليف نيكوست ، چون خداى متعال بدان مبادرت كرده است و خداوند كارى كه قبيح باشد ، نمىكند . و وجه نيكو بودن تكليف آن است كه مصلحتى را دربر دارد كه بدون آن به دست نمىآيد ، و آن عبارت است از : در دسترس قرار دادن منافع فراوانى كه بدون تكليف انسان به آنها نمىرسد . [ بايد توجه داشت كه تكليف به خودى خود ، انسان را به آن منافع نمىرساند ، بلكه زمينهء دستيابى انسان به آنها را فراهم مىسازد . زيرا تنها در صورت وجود تكليف است كه انسان مىتواند از خداوند اطاعت و فرمانبردارى كند و با اين عمل به او تقرب جويد و خود را شايستهء نعمتهاى جاودان بهشت سازد . ] توضيح مطلب آن است كه : اگر تكليف بدون غرض باشد عبث خواهد بود ، و اين محال است ، [ زيرا خداوند حكيم است و حكيم فعل بيهوده انجام نمىدهد . ] و اگر غرضى در وراى آن نهفته باشد ، در صورتى كه آن غرض به خداوند بازگردد ، [ و نفعى باشد كه به خداوند مىرسد ] محال لازم مىآيد ، و در صورتى كه به ديگرى باز گردد ، اگر كسى كه بهرهمند مىشود غير شخص مكلّف باشد ، قبيح خواهد بود ، و اگر همان شخص مكلّف از آن بهرهمند شود ، چنانچه تحقق يافتن آن غرض بدون تكليف ممكن باشد ، [ توسل جستن به آن از طريق تكليف ] عبث و بيهوده خواهد